فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
403
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
درست نقطهء مقابل رفتار مؤدبانهء امامقلى خان رئيس او بوده است به شاه گزارش خواهد داد ، و با اين پيام قاطع فرستادگان حاكم را شگفتزده بازگردانيد . اين اللهوردى هنگام عبور سفير از شيراز در خانهء خان سمت آبدارباشى داشت و در همان شغل نيز بسيار بىشرم بود . اين شخص نه تنها چند تن از خدمهء سفير را كه چند روز پيش ، براى رفتن به هرمز گذرشان به بندر افتاده بود تلكه كرده بود بلكه برادر ديماس « 245 » روحانى پروتستان را نيز مورد توهين و آزار قرار داده بود . اين روحانى كه همراه سفير به ايران آمده بود روزى كه به قبرستان رسيديم از وى درخواست كرد كه به وى اجازه دهد پيشتر از كاروان حركت كند و دو سه روز زودتر به صومعهء خود در هرمز برسد . - وى يك روز زودتر از سفير به بندر رسيد و هنگامىكه عازم هرمز بود اين حاكم مانع وى شد و با همهء نادارى از او هفت تومان - معادل بيش از يكصد اكو - رشوه خواست و چون روحانى بينوا مطلقا پولى نداشت حاكم وى را مجبور كرد كه در انتظار سفير بماند . كشيش حكايت كرد كه اللهوردى سلطان براى باجگيرى از او به بهانهاى مجعول متوسل شده وى را متهم كرده بود كه قصد داشته است عربى را كه مسيحى شده بود با خود از دريا عبور دهد . چون بىشرمى اين مرد بر همهكس آشكار شده بود و ضعف حاكم و ديگر صاحبمنصبان هرمز نيز در برابر اين شخص بر تجرى او مىافزود سفير از آن بيم داشت كه مبادا اين شخص خشونت و بىشرمى را از حد بگذراند و با خود او نيز رفتارى آنچنان را پيش گيرد ، از اين جهت ، بمحض آنكه يكى از اهالى هرمز كه چند ساعت پيش وارد بندر شده بود قصد بازگشت كرد سفير شخصا كشيش را به ساحل دريا برد و با همهء ممانعتى كه از طرف عربها به عمل آمد ، بر زورق نشانيد و حركت داد و با اينكه سربازان بندر با سر و صداى زياد و بوسيلهء قايقى بادباندار به تعقيب زورق پرداختند ، حركاتشان بىنتيجه ماند . بعد از رفتن كشيش ، سربازان شكايت به اللهوردى سلطان بردند و يكى از آنها بىشرمى را از حد
--> ( 245 ) Dimas